تبليغاتX
درس های معنوی طبیعت

بعضي از كوهها از فعاليت آتشفشانها درست ميشن؛

بعضي كوهها از حركت و چروكيدگي پوسته زمين در طول ميليون ها سال درست ميشن كه البته اين حركت در سال فقط حدود 1 سانتي متره. حركت پوسته زمين در اثر چرخش و حركت مواد مذاب زير پوسته زمين (ماگما) به وجود مياد كه اينم خودش تحت تاثير خيلي چيزا مثل حركت زمين دور خودش و خورشيده (يعني چرخش زمين به دور خودش و به دور خورشيد به حركت مواد مذاب زير پوسته ها و در نتيجه به حركت پوسته زمين و در نهايت ايجاد و تشكيل كوهها كمك ميكنه) و تمام اين اتفاقا تا تشكيل و مرتفع شدن يه كوهي مثل دماوند خودمون چندين ميليون سال طول ميكشه.

 خيلي جالبه كه بعضي از كوههايي كه ممكنه هرجايي ببينيم قبلا ته ته ته اقيانوس و درياهاي خيلي عميق بودن!!!

تمام اين چند ميليون سال، خدا صبركرد تا پوسته زمين فشرده و مچاله بشه و كوهها بوجود بيان؛ چرا؟

كوهها واسه ما آدما خيلي كارا مي كنن: بعضي جاهارو مرطوب نگه ميدارن؛ اينطوري تو يه سرزمين واحد (مثل ايران خودمون)، دوجور اقليم و آب و هوا بوجود مياد. توي هر دو نوع آب و هوا محصولات غذايي و كشاورزي و صنعتي و ... مختلف بوجود مياد و باعث تنوع ميشه.... بعضي جاها مثل مرز عمل ميكنه؛ البته اين يكي معمولا خيلي سال پيش استفاده ميشده به دليل ارتفاع و برودتي كه داره باعث ميشه برفي كه مياد تا تابستون بمونه (مثل برف روي قله هاي اطراف تهران) و اين باعث ميشه ذخيره آب زيرزميني توي تابستون تامين بشه. به خاطر وضعيت خاص آب و هوايي كه داره باعث تنوع زيادي توي محيط زيست موجودات اطرافش ميشه.. حيوونايي كه تو كوهها هستن با حيووناي دشت خيلي فرق ميكنن و ... معمولا جنس زمين تو جاهاي كوهستاني محكم تره؛ اين باعث شده تا براي خيلي از چيزايي كه آدم ميسازه مثل سد ها و موج شكن ها بتونه از سنگ كوهها و ... استفاده كنه. مردم قديم كه از سنگ كوهها براي ساختن خونه‌هاشون استفاده ميكردن... تو دل كوهها معدنهاي مختلفي وجود داره كه ما آدما اونا رو استخراج ميكنيم، معدن سنگهاي زينتي و گرون قيمت، معدن فلزات و ...

ديگه چي ؟

يعني واقعا خدا اينهمه كار كرده ، ميليونها سال صبر كرده (در صورتيكه كافي بود يه "كن فيكون كنه!" بدون اينهمه نظارت دقيق و صبر و حوصله... اينهمه فكر و خرج كردن حكمت و علم...) كه ما اين استفاده ها رو از كوه ببريم؟

فقط همين؟

 

نوشته شده توسط هو یار در ساعت 2:26 | لینک  | 

داشتم کتابشو میخوندم این آیه رو دیدم. به نظرم بعضی جاهاش خیلی جالب اومد. به خودم گفتم بذارم شما نظرتون رو بگین..

سوره بقره- آيه 22 " آن خدايي كه براي شما زمين را بگسترد و آسمان را برافراشت و از آسمان آبي فروباريد كه بيرون آوَرَد به سبب آن ميوه‌هاي گوناگون تا روزي شما گردد. پس كسي را مثل او قرار ندهيد درحالي‌كه مي‌دانيد خدا بي‌مانند است. "

خدا زمين را براي ما گسترد.

خب زمين با اينكه گِردِه، ولي وقتي نگاه مي‌كني صافه؛ انگار پهن شده زير پاي ما. سعدي هم زمين رو به فرشي تشبيه مي‌كنه كه زير پاي ما پهن شده: ...و فرش زمين بگسترد... (گلستان)

هنوز نفهميدم چرا كلمه گستردن براي زمين بكار رفته.

 خودش گفته آسمانها و زمين رو گسترده؛ تو فيزيك مطلبي در مورد جهانهاي موازي هست كه مي‌گه جهان ما (به معني تمام اون چيزي كه ما توش هستيم، خيلي خيلي خيلي بزرگتر و وسيعتر از كهكشان و ....) از برخورد دو جهان موازي ديگه بوجود اومده و اين جهانهاي زيادي به اين شكل وجود دارن؛ و اين جهان ها هميشه در حال گسترش هستن. ولي در مورد زمين نمي‌دونم. شايد فقط اينكه زمين مثل يه فرش زير پاي ما پهن شده....

براي ما بگسترد...

يعني زمين رو مخصوص ما آفريده؟؛‌ مثلا انگار زمين خونه ما آدماست. اگر زمين خونه ما باشه پس چيزايي كه روي زمين و توي زمين هست،‌ همخونه ما مي‌شن. خب چه چيزايي هستن؟

اوونايي كه ظاهرا غير زنده‌ هستن؛ همه‌ خاكها مثل سنگ، صخره، كوه، دره، دشت، مرتع، ساحل درياها، بيابون، صحرا، علفزار، چيزايي كه زير خاك هستن مثل معادن سنگاي مختلف(گچ، نمك، آهك، مرمر، كوارتز، الماس، زمرد، انواع ياقوت ...، نفت، گاز، معادن انواع فلزات ( آهن، مس، طلا، روي، نقره...)، املاحي كه توي خاكها موجب رشد گياه‌ها ميشن، خاكبرگ و كود و بقيه مواد آلي، همه آبها مثل چشمه‌ها، رودها،‌ درياها،‌ اقيانوسها، باران، قناتها، چاه‌ها، شبنم، مِه و حتي رطوبت هوا !!!، هوا ، باد، طوفان، گردباد، هواي محلول در آب و هوايي كه توي خاك هست. ديگه فعلا چيزي به ذهنم نمي‌رسه ولي همينم براي اينكه آدم تو خونش احساس تنهايي نكنه خيلي كافيه! اونايي كه ظاهرا هم زنده هستن؛ همه گياهان مثل درختها (تا اونجا كه ميشناسم؛ اونايي كه ميوه ندارن مثل سپيدار،‌ چنار،كاج، صنوبر،‌ بيد، ؛ اونايي كه ميوه دارن مثل گردو، بلوط، فندق،‌ سيب، ازگيل، توت، خرما و ...)، بوته ها كه تازه اوناهم يه عالمه هستن (بعضياشون ميوه ميدن مثل توت فرنگي و خيار و گوجه فرنگي و ... بعضياشونم نميدن مثل شمشاد)، چمن، علف، چيزايي كه كشاورزا مي‌كارَن مثل گندم و جو و .... ، بعضي گياه‌ها مثل خزه‌ها،‌ جلبكها، حتي فيتوپلانكتونها!!!!! ؛ همه گلها (اين يكي رو واقعا نمي‌شه شمرد!!!! ) ، همه جانوران مثل پرنده ها، حيوانات وحشي، اهلي، حشرات حتي سوسك و پشه! ، عنكبوتها ...، ماهيها از قزل‌آلاي خوش‌مزه و شوريده معركه بگير تا كوسه، مار ماهي، خورشيد ماهي حتي ماهيهايي كه لاي لجن بستر درياهاي عميق زندگي ميكنند يا ماهيهاي كوري كه توي رودخونه غارها وجود دارن، خزندگان مثلا مار يا سوسمار! يا دوزيستان مثل قورباغه.... ، جانوران خيلي كوچيك مثل ميكروب يا ويروس!!

يعني خدايا تو ميكروب رو هم براي من (ما آدما) آفريدي؟

خب البته پنيسيليني كه ما ميزنيم و حالمون خوب مي‌شه يه جور قارچه مثل كپك! شايد ما آدما هنوز نفهميديم از هرچيزي بايد چطور استفاده كرد تا بفهميم همه چيز مي‌تونه مفيد باشه.

با اين حساب تا همين‌جاي آيه خدايا خيلي سرمون مِنَّت داره. يه خونه بهمون داده به اين بزرگي و خوشگلي، اينهمه چيزاي خوبم برامون گذاشته. يعني خونه همه درختها با من يكيه؛ همه پرنده ها، همه ماهيها؟ يعني من با همه پرنده‌هاي مهاجر مثل قوها هم‌خونه‌ام؟ يعني مثلا حتي ببر هم اتاقي منه؟ اينجوري اگه هرجاي دنيا كه باشم تنها نيستم، غريب هم نيستيم چون بالاخره "يكي" پيدا ميشه...

خدا جون دستت درد نكنه . شكرت ميكنم ... كار ديگه اي بلد نيستم بكنم در مقابل تويي كه قادر مطلقي و من عاجز و حقير...

كاري كن كه من اين همساني و هم‌خونِگي رو حس كنم و قدرش رو بدونم. كاري كن زبون همخونه‌هامو بفهمم و بتونم يه جوري باهاشون ارتباط برقرار كنم. حالا كه هم‌خونه‌ايم، هم زبونم بشيم !...

خدا جون مهربونم، يعني حتي هواي توي آبها و خاكها رو براي من آفريدي؟

 اگه هوا رو توي آب حل نكرده بودي من چطوري ماهي مي‌خوردم؟ اگه هوا رو لابلاي ذره هاي خاك نذاشته بودي ريشه درخت چطوري نفس مي‌كشيد؟

خدايا اگه درختها نبودن، ما آدما ديگه حتما رو زمين دوام نمي آورديم! از اكسيژن هوا گرفته تا ميوه و انواع چيزايي كه ما از چوب مي‌سازيم (حتي كاغذ) از همين همسايه نازنينيه كه تو به من دادي....

تازه اينا كه گفتم همش نيازهاي جسم منه.... واسه روحم چه نقشه‌اي كشيدي؟

روحم.... كه از روح خودته.... كه اگه نبود جسمم مثل يه لباس آويزون توي كمد بود....

نوشته شده توسط هو یار در ساعت 1:37 | لینک  | 

سلام

 "از ازل" رو براي اين درست كردم كه توش چيزايي كه دوست دارم بنويسم. چيزايي كه نمي‌دونم ولي مي‌خوام بدونم،‌ چيزايي كه منتظرشونم، چيزايي كه اگه ندونم خيلي ناجوره (و نمي‌دونم)، خلاصه‌ خيلي چيزا... خيلي چيزا هستن كه ازشون خيلي كم مي‌دونم. دونستن‌هاي شما كمكم مي‌كنه. با همديگه بيشتر و بهتر ياد مي‌گيريم. پس من هرچي بلدم يا به فكرم مي‌رسه مي‌گم، شما هم هرچي بلدين يا به فكرتون مي‌رسه بگين...

يكي از چيزايي كه خيلي دوست دارم طبيعته. فكر مي‌كنم خدا تو دل طبيعت خونه كرده. خيلي چيزاي طبيعت منو ياد خدا مي‌اندازه. انگار طبيعت يه راه مخفيه كه به جاي خيلي عجيب ختم مي‌شه مثل راه‌هاي مخفي جنگلي كه تو داستانها نوشتن؛ مثل لوبياي سحرآميز جك!

به نظرم خدا واسه اينكه بگه طبيعت همون راه مخفيه خيلي نشونه داده. به قول خودمون تقلب رسونده كه بفهميم چه كارايي ميشه توي اين طبيعت كرد؛‌ چه استفاده‌هايي ميشه ازش برد. خودش گفته من اين طبيعت رو مُسَخََّر شما كردم!‌ پس چيز بزرگيه!

هرچيز كه من به نظرم رسيد مي‌گم، هرچيز كه شما به نظرتون رسيد بگين!

نوشته شده توسط هو یار در ساعت 0:20 | لینک  | 

اول ميخواستم فقط يكي از اين عكسا رو بيارم ولي دلم نيومد. بعدش فكر كردم از پرنده هاي ايراني عكس بيارم (كه خدا بخواد حتما ميارم) وقتي دوباره نگاهشون كردم پيش خودم گفتم مگه خلقت واسه خدا ايراني و غير ايراني داره؟ مثلا اين پرنده هاي به اين قشنگي رو خدا دوست نداشته تو آفريقا خلق كرده؟

يادم اومد خودش تو قران خيلي تاكيد كرده كه ما آدما دنيا رو بگرديم و آثار قدرت و حكمتشو ببينيم.

پيش خودم فكر ميكنم مگه اونيكه اين پرنده ها رو با اين دقت و ظرافت با اين رنگبندي عجيب و هماهنگ با اينهمه معجزه و معجزه و معجزه آفريده مگه ميشه يادش بره كه من آدميزاد اينگوشه زمينش ...

اگه يه نقاش بخواد همين پرنده رو نقاشي كنه (صرف نظر از زنده بودن و پرواز و تغذيه و جفت گيري و ....) بايد چند روز وقت صرف كنه ؟ تازه چيزي كه در مياد اگه خيلي عالي باشه بازم مثل اصلش نميشه! نقاشي هنر تقلب از دست خداست كه بهترينها هم تو اينكار ناشي موندن!

پيش خودم ميگم خدا جون مهربونم كه كاش لياقت داشتم قربونت برم چرا من با اينهمه نشونه و علامتي كه توي طبيعت داري باز تو رو نميبينم؟ چيكار كنم تا چشمام ....؟

نوشته شده توسط هو یار در ساعت 2:16 | لینک  |