سلام
ماه محرم و نزديك تاسوعا و عاشوراست. تاسوعايي كه با اسم عباس ابن علي (ع) و عاشورايي كه با نام حسين ابن علي (ع) مزين شده ...
نميدونم بايد از چي گفت... از عباس ... از حسين... يا از چيزي كه پشت پرده ماجراي كربلا از همون وقت تا قيام توابين... تا انقلابهايي كه از كربلا الگو گرفت .. تا جنگ خودمون با عرق ... تا جنگي كه الان با خودمون داريم... كه اين به نظر من از همه انواعي كه اسم بردم بدتره... تو جنگ با عراق تكليف ما روشن بود... دشمن اونطرف يا اينطرف مرز قابل رؤيت بود.. ميشد ديدش... ميشناختيماش... ميدونستيم يه عراقي هست كه دشمن ماست و بايد باهاش جهاد كنيم... مسألهاي كه بايد دربارهاش فكر ميكرديم نحوه جهاد و چيزاي اينطوري بود..
اما حالا... دشمن از جنس و رنگ و بوي خودمونه... گاهي تو درونمونه... يه قسمتي از وجودمونه... ديده نميشه... يعني چشم ديدنش رو نداريم...
چه معجزهايه اين قرآن كه كلام خودشه... " اگر تعقل كنند!!..."
آخه چرا يه ذره فكر نميكنيم؟
چرا تو عزاداري امام حسين شركت ميكنيم، سينه ميزنيم، زنجير ميزنيم... ولي يهذره فكر نميكنيم چرا يه همچين كاري كرد؟؟ بهخاطر چي 72 نفر رفتن، به فجيعترين وجه كشته شدن... چرا عباس تشنه برگشت؟ چرا مشك رو ول نكرد فرار كنه؟
اگر تعقل كنيم!!!
اگه هرسال محرم فقط يهذره فكر كنيم و فقط يه درس كوچيك از ماجراي كربلا بگيريم و سعي كنيم تا محرم بعدي بهش عمل كنيم، به كجا ميرسيم؟
دست كم
زير بار هر حرف بيمحتوا نميريم (همونطوري كه امام حسين زير بار حرف بيمحتوا نرفت)
قبل از انجام هركاري ياد ميگيريم فكر كنيم (همونطوري كه عباس (ع) قبل از نوشيدن آب حتي در تشنگي شديد فكر كرد..)
از گفتن حق نميترسيم و حق رو ميگيم حتي اگه سختمون بشه (همونطوري كه زينب (ع) حق رو گفت و نترسيد..)
اگه زير بار حرف بيمحتوا نريم، وقتي يكي سبز ميشه ميگه اي مردم من بلدم شفا بدم ازش قبول مي كنيم؟
اگه قبل از هركاري فكر كنيم، به اين فكر نميكنيم كه چرا بايد فلان مشكل يا فلان مريضي رو داشته باشيم و براي رفعش بايد علت اصليشو برطرف كنيم و با رفتن سراغ اين طور آدما فقط وقتمون رو تلف كرديم؟ خودمون رو پيش خدا خراب كرديم (چون كارمون غير توحيديه..)
اگه يادبگيريم از زدن حرف حق نترسيم، وقتي اين دروغگوهاي شياد خانمانبرانداز رو ببينيم، رسواش نميكنيم؟؟؟؟