تبليغاتX
درس های معنوی طبیعت - با سال دیگه چی تموم می شه؟؟؟؟

سلام

 

روز آخر سال!!

امسال رو واقعا یه جور دیگه شروع کرده بودم.. با یه فکرای دیگه ای ...

فکر می کردم امسال این موقع یه جای دیگه.. یه جور دیگه ای باشم.... فکر می کردم امسال با همه سالهایی که تا حالا گذروندم خیلی فرق می کنه.. خودمو واسه یه چیزایی آماده کرده بودم!.. اما..

البته امسال با سالهای دیگه خیلی فرق کرد.. ولی یه جورای  دیگه... دستش درد نکنه... حتما درستش این بوده...

 

بازم بهار داره میاد... همیشه این موقع سال که می شه پیش خودم می گم:  یه سال دیگه... یه سال دیگه ... ولی نمی دونم بقیه جمله رو چی باید بگم؟!

بگم یه سال دیگه چی؟ یه سال دیگه به رفتن نزدیک شدم؟ کدوم رفتن؟ مطمئنم که می رم؟ نکنه بازم بمونم؟!! خیلی بده فکر کنی داره همه چی تموم می شه ولی هیچی تموم نشه.. خیلی هامون فکر می کنیم با مرگ همه چی تموم میشه.. اما بدبختانه یا خوشبختانه (نمی دونم!) با مرگ هیچی تموم نمی شه.. دست کم واسه اغلب قریب به اتفاقمون چیزی تموم نمی شه... به قول یه بنده خدایی: تعجب می کنی اگه بدونی اوونطرف هم مث همین طرفه؟؟

 

پس کی تموم می شه؟؟ کی خلاص می شیم؟ خیلی مصیبته اگه بعد از رفتن هم همچنان همین وضع رو داشته باشیم!!!!

مگه هرسال با رفتن به سال دیگه، با بهار، سال گذشته نرفته؟؟؟ پس هر سال با سال قبلش چه فرقی می کنه؟ چرا هیچی عوض نمی شه؟ هیچی تموم نمی شه؟؟ چرا بازم همین اوضاع زشت و شرم آور همه جا هست؟ چرا من همونطوری ام که سال قبلش بودم؟؟

یه چیزی "یه جایی" در "من" باید عوض بشه... اگه یه چیزی در "من" تموم نشه.. هیچی نه عوض
می شه.. نه تموم می شه... اینهمه بی تابی هم کمکی نمی کنه...

 

یه سال دیگه ...

نوشته شده توسط هو یار در ساعت 9:5 | لینک  |